گزارش «شهر۲۰» از یک قرن عزاداری در خانه تاریخی آیت‌الله گلپایگانی؛

این خانه عزادار حسین(ع) است

از سال‌های ممنوعیت عزاداری در دوره رضاشاه تا امروز، یک قرن است که هر سال در خانه تاریخی آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی مجلس روضه برگزار می‌شود.
پایگاه خبری شهر بیست (shahr20.ir) :
این خانه عزادار حسین(ع) است
شناسه : 99117 | انتشار : 30 ژوئن 2026 - 21:03   پرینت

شهر بیست/ سرویس فرهنگ و هنر _ وجیهه غلامحسین‌زاده: محرم سال ۱۳۰۶ است. رضاخان ممنوعیت عزاداری امام حسین(ع) را شروع کرده. شهر زیر نگاه سنگین مأمورانی نفس می‌کشد که در کوچه‌ها به دنبال هر پرچم سیاهی می‌گردند. درهای تکایا بسته شده. منبرها خاموش مانده‌اند و حتی زمزمه نام حسین(ع) هم باید پشت دیوارهای خانه‌ها پنهان شود. اما مگر عشق فرمان می‌شنود؟ آن هم عشق حسین(ع).

هنوز سپیده سر نزده، کوچه‌های تاریک قم آرام‌آرام جان می‌گیرند. مردها بی‌صدا از خانه بیرون می‌آیند؛ یکی بقچه لباس بر دوش دارد، دیگری کیسه حمام در دست گرفته، اما مقصد جای دیگری‌است. در میان کوچه‌پس‌کوچه‌های خلوت شهر مردم وارد خانه‌ای می‌شوند که چراغ عزاداری‌اش در دل تاریکی شب روشن است. روضه، بعد از نماز صبح آغاز می‌شود و پیش از آنکه اولین رشته‌های نور بر بام‌های کاهگلی قم بنشیند، تمام می‌شود و درهای خانه بسته می‌شود تا نیمه‌شب فردا.

یک قرن بعد، در هنوز روی همان پاشنه می‌چرخد. زن‌ها یکی‌یکی وارد می‌شوند؛ بعضی جوان تنها یا با بچه‌های قدونیم‌قدشان، بعضی‌ها با صورت‌های چروکیده و دست‌هایی که با عصا پیوند بسته‌اند. همگی سلام و خوش‌وبش می‌کنند، انگار سال‌هاست که همدیگر را می‌شناسند، کفش‌هایشان را کنار دیوار توی ایوان باصفای خانه می‌گذراند و بی‌آن که کسی راه را نشان‌شان دهد، از میان اتاق‌های تودرتو عبور می‌کنند و جایی را برای خود انتخاب می‌کنند. بعضی‌ها انگار خلوت‌نشینی را ترجیح می‌دهند می‌روند در اتاق آخر که شاید روزگاری پستوی خانه بوده و آنها که اجتماعی‌ترند در سالن اصلی می‌نشینند. انگار مسیر این خانه را سال‌هاست از حفظ‌اند، مسیری که مادران و مادربزرگ‌هایشان هم بارها پیموده‌اند. نور صبح از شیشه‌های رنگی پنجره‌ها آرام روی فرش‌های قرمز پهن می‌شود. بوی گلاب، چای تازه‌دم و اسپند در خانه پیچیده است. حیاط، زیر پرچم‌های سیاه محرم آرام گرفته و صدای گنجشک‌ها با زمزمه صلوات ترکیب می‌شود.

اینجا، خانه‌‌ای تاریخی در محله چهارمردان قم است که عمر آن به اواخر دوره قاجار می‌رسد و روبه‌روی خانه آیت‌الله بروجردی قرار دارد، خانه‌ای که با تزئینات آجری و کاشی‌های لعاب‌دار رخ‌بام‌ها خودنمایی می‌کند و نمونه کاملی از معماری سنتی ایران است. این خانه در دل محله‌ای قرار دارد که روزگاری قلب تپنده انقلاب و محل سکونت و رفت‌وآمد مراجع بزرگ شیعه بوده است. اینجا در همسایگی گنبد طلایی حضرت معصومه(س) کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر این بار دیگر نه در خفا که کاملاً عیان سیاه‌پوش شده است. آقایان از در اصلی وارد حیاط می‌شوند و خانم‌ها از در پشتی داخل کوچه عبور می‌کنند و در اتاق‌های خانه می‌نشینند. کوچه پشتی که برای خودش تاریخی دارد. در روزگاری که چادر از سر زنان می‌کشیدند، زنان از همین راه‌ها عبور می‌کردند و از درهای پشتی خودشان را به مجلس عزای امام حسین(ع) می‌رساندند.

این خانه عزادار حسین(ع) است

اینجا هم یکی از همان مجالس است که حالا بیشتر از یک قرن است برای عزای امام حسین(ع) روشن مانده حتی وقتی چراغ عمر صاحبش خاموش شد. منزل آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی مرجع تقلید شیعه. مردی که با همه علم و فقاهت و عرفان و بزرگی‌اش بیش از همه با عزاداری‌اش برای امام حسین(ع) شناخته می‌شود. نزدیکان‌اش می‌گویند اگر بخواهند ایشان را در یک تصویر خلاصه کنند، آن تصویر در مجلس روضه است، دو زانو نشسته و سر به زیر انداخته.

فقیهی که شخصیت او در امتداد مکتب فقهی مرحوم حاج شیخ شکل گرفت و نزدیک به هشت دهه از عمر خود را وقف حوزه‌های علمیه، تربیت شاگردان، تفسیر قرآن و خدمت به مردم کرد و پس از رحلت آیت‌الله بروجردی، ۳۲ سال عهده‌دار مرجعیت شیعیان بود؛ اما آنان که از نزدیک او را می‌شناختند، می‌گویند هیچ‌یک از این جایگاه‌ها، او را از روضه امام حسین(ع) جدا نکرد. خانه‌اش که در روزگار اختناق، پناهگاه عزاداران شده بود، پس از آن هم هرگز چراغش خاموش نشد. هر سال، با آغاز محرم، درهای همین خانه به روی مردم گشوده می‌شد، همان فرش‌ها پهن می‌شد، همان استکان‌های چای میان عزاداران می‌چرخید و همان صدای روضه‌ای که روزگاری باید در تاریکی سحرشنیده می‌شد، این بار بی‌واهمه در فضای خانه طنین انداز می‌شد.

این خانه عزادار حسین(ع) است

حالا هم که سال‌های سال از وفات آن عبد صالح و فقیه نام‌آور می‌گذرد این رسم را فرزندانش به نیابت از پدر ادامه داده‌اند. مجلس هنوز آغاز نشده است. گوشه‌ای از اتاق، پیرزنی تسبیح می‌گرداند. زن دیگری قرآن کوچکش را باز کرده است. کودکی سرش را روی زانوی مادر گذاشته و خوابش برده و عده‌ای حواسشان هست که از مهمانان امام حسین(ع) پذیرایی کنند. دنبال کسی می‌گردم که از بانیان مجلس باشد، از خانمی که کنارم نشسته می‌پرسم. دستش را بلند می‌کند و می‌گوید: «آنجا، دختر و نوه آقا هستند». نگاهم از نوک انگشت زن وصل می‌شود به صورت زنی که نشانم می‌دهد. نشسته‌اند گوشه مجلس، روگرفته و سربه زیر انداخته، زیر لب ذکر می‌گوید. نزدیکش که می‌شوم، با روی خوش سلامم را پاسخ می‌دهد.

آرام کنار خودش جا باز می‌کند. هنوز روضه آغاز نشده و فرصت کوتاهی برای گفت‌وگو هست. صدایش آرام است؛ همان آرامشی که در تصویر پدر که روی دیوار خانه‌است هم دیده می‌شود.

می‌گوید: «این مجلس، قبل از اینکه ما به دنیا بیاییم برقرار بود. آن روزها رضاشاه عزاداری را ممنوع کرده بود. پدر برای اینکه چراغ روضه خاموش نشود، مجلس را به خانه آورد.» چند لحظه سکوت می‌کند؛ انگار دارد تصویر سال‌های دور را دوباره می‌بیند. «مادرم تعریف می‌کرد که مجلس زنانه را هم به این خاطر شروع کردند که مأموران چادر از سر زن‌ها می‌کشیدند، حاج خانم و اهل خانه چون نمی‌توانستند از خانه بیرون بروند از حاج آقا خواستند که مجلس را در خانه برگزار کند.»

«روضه بعد از نماز صبح شروع می‌شد و قبل از طلوع آفتاب تمام می‌شد. وقتی هوا هنوز تاریک بود. آقایان یکی‌یکی می‌آمدند؛ بعضی‌ها بقچه لباس یا وسایل حمام همراهشان بود تا اگر مأموری پرسید بهانه‌ای داشته باشند. اکثر اوقات هم خود پدر منبر می‌رفتند، چون ممکن بود روضه‌خوان را دستگیر کنند.»

کنار دختر آیت‌الله گلپایگانی، خانم دیگری هم نشسته که نوه آن عالم ربانی است، آن‌طور که او می‌گوید مجلس روضه امام حسین(ع) بخش جدایی‌ناپذیر این خانه بوده است «سیزده روز اول ماه محرم، ماه صفر و روضه‌های هفتگی همیشه از زمان حیات مرحوم‌آقا در این خانه برپاست و بعد از رحلت ایشان هم به همت فرزندان به ویژه حاج‌آقا جواد این سنت حفظ شده است.»

زهرا سادات موسوی‌گلپایگانی و دختر حاج‌آقا جواد از رسم دیگر خانه‌شان هم می‌گوید: «پدربزرگ خودش روضه‌خوان این خانه هم بود. روز عاشورا، مجلسی خانوادگی برپا می‌شد، همه فرزندان، دامادها، نوه‌ها و نتیجه‌ها دور هم جمع می‌شدند و خود آقا منبر می‌رفتند و مقتل می‌خواندند.

رسمی که آن‌طور که حجت‌الاسلام سید جواد نورموسوی از اعضای دفتر مرحوم آیت‌الله گلپایگانی گفته بود حتی در سال آخر حیات ایشان با حال بیمار هم ترک نشد و با حال بیمار در روز عاشورا به منبر رفتند و مقتل‌خوانی کردند و عاقبت هم همان دستمال پارچه‌ای که با اشک‌هایش شسته شده بود، توشه و همراه قیامتش شد.

مجلسی که به گفته فرزندان‌اش روزگاری بزرگان و علمایی از جمله مؤسس حوزه مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، مرحوم کبیر قمی، مرحوم فیض، مرحوم نویسی، مرحوم ارباب، مرحوم بافقی و مرحوم بروجردی و هم دوره‌های آیت‌الله گلپایگانی همچون آقایان امام خمینی، داماد، شریعتمدار، نجفی و یثربی و زنجانی در آن اشک ریخته بودند، هنوز هم با همین اشک‌ها سرپاست.

صحبت‌مان هنوز تمام نشده که صدای روضه خوان بلند می‌شود. نه خبری از فریاد است نه مداحی‌های بی محتوای پرسروصدا، خانه یکباره ساکت می‌شود. روضه از تشنگی طفل شش‌ماهه می‌گوید. از سقایی که مشکش پاره شد، از خواهری که عصر عاشورا میان خیمه‌های سوخته، برادرش را صدا می‌زد و از کاروانی که با داغ عزیزانش، راه اسارت را آغاز کرد.

شانه‌های لرزان زنان از زیر چادر خبر از شکستن دل‌ها می‌دهد و از جاری شدن اشک‌ها روی گونه‌ها. روضه که تمام می‌شود، کسی عجله‌ای برای بلند شدن ندارد. انگار هر کس تکه‌ای از دلش را اینجا جا گذاشته است.

استکان‌های چای یکی‌یکی جمع می‌شوند. زن‌ها کفش‌هایشان را می‌پوشند و آرام از همان در پشتی بیرون می‌روند. حیاط دوباره آرام می‌شود. صدای گنجشک‌ها جای نوحه را می‌گیرد. نور آفتاب از شیشه‌های رنگی گذشته و روی همان فرش‌های سرخ نشسته است. از خانه که بیرون می‌آیم، در آرام پشت سرم بسته می‌شود. همان دری که یک روز برای پنهان کردن روضه بسته می‌شد و امروز برای بدرقه عزاداران. در راه به این فکر می‌کنم که قرن‌هاست آدم‌ها بزرگ وکوچک می‌آیند و می‌روند اما خانه‌ها عزادار حسین(ع) می‌مانند.

نوشته های مشابه
فیلم مستند بدرقه تاریخی رهبر شهید انقلاب در قم تولید می‌شود
بدرقه تاریخی آقای شهید ایران در قم
استقبال اهالی کتاب از «آشنای غریب»
دو برنامه محوری مراسم تشییع رهبر شهید در قم
اعلام جزئیات بدرقه آقای شهید ایران در قم
«آشنای غریب» به بازار نشر آمد
ثبت دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در پایگاه منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • محسن

    تاریخ : 1 - جولای - 2026

    بسیار عالی


    پاسخ

  • بنده خدا

    تاریخ : 1 - جولای - 2026

    گزارش خیلی خوبی بود ایکاش ازجلسه مردانه هم عکس می گذاشتید تکمیل بشود از چادر سنتی روضه کار هنرب قشنگی عکس می گذاشتید با ایه الله زادگان ایه الله سید جواد وایه الله سید باقر گلپایگانی مصاحبه میگذاشتید تکمیل شود نام نویسنده مقاله می امد خیلی خوب وبا احساس نوشته دست اش درد نکنه


    پاسخ

    • پشتیبانی سایت

      تاریخ : 2 - جولای - 2026

      سلام و عرض ادب
      سپاس از توجه شما به این گزارش و بیان نکات مطرح‌شده
      نام نویسنده مطلب در ابتدای گزارش ذکر شده.


      پاسخ