آبشار - پایگاه خبری شهر بیست
اطراف حرم در حال خالی‌شدن از اهالی اصیل قم است/ شهر قم به ۱۰۰ هزار تخت اقامتی نیاز دارد/ خانه مسافرها به مراکز دائمی پذیرش زائران تبدیل‌شده‌اند ۱۵ آذر ۱۴۰۱

اطراف حرم در حال خالی‌شدن از اهالی اصیل قم است/ شهر قم به ۱۰۰ هزار تخت اقامتی نیاز دارد/ خانه مسافرها به مراکز دائمی پذیرش زائران تبدیل‌شده‌اند

معاون هماهنگی امور زائرین استانداری قم، محله‌های قدیمی قم مانند چهارمردان و خیابان آبشار را خالی از اهالی اصیل مردم قم دانست و گفت: نباید فراموش کنیم پیرامون حرم از سکنه قمی در حال خالی شدن است و این کار باعث افزایش آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی پیرامون حرم شده و این موضوع در مرحله بحران است.

جشنواره «سینما حقیقت» در قم به ایستگاه پایانی رسید ۲۵ آذر ۱۳۹۸

جشنواره «سینما حقیقت» در قم به ایستگاه پایانی رسید

شهر بیست/ ۱۰ فیلم مستند از آثار منتخب سیزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» در قم اکران شد.

استقبال از «جمیله» در روز نخست جشنواره «سینما حقیقت» در قم ۲۴ آذر ۱۳۹۸

استقبال از «جمیله» در روز نخست جشنواره «سینما حقیقت» در قم

شهر بیست/ فضای روز نخست سیزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» در قم در سایه اکران مستند «جمیله» به کارگردانی محمدباقر شاهین قرار گرفت.

«جمیله» به قم می‌آید ۲۲ آذر ۱۳۹۸

«جمیله» به قم می‌آید

شهر بیست/ در روز نخست برگزاری سیزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» در قم، چهار فیلم مستند اکران می‌شود.

برنامه اکران فیلم‌های مستند جشنواره «سینما حقیقت» در قم اعلام شد ۲۱ آذر ۱۳۹۸

برنامه اکران فیلم‌های مستند جشنواره «سینما حقیقت» در قم اعلام شد

شهر بیست/ برنامه اکران ۱۰ فیلم مستند جشنواره «سینما حقیقت» که در روزهای ۲۳ و ۲۴ آذرماه در سینما آوینه قم به روی پرده می‌رود، اعلام شد.

گزارشآرشیو
قم را باید دید؛ آب‌انبار چهاربرج
«شهر۲۰» گزارش می‌دهد

آب‌انبار چهاربرج متعلق به دوره پهلوی در مجاورت روستای دولت‌آباد آقا در دهستان قنوات قرار دارد و در سال ۱۳۸۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این آب‌انبار وضعیت نسبتاً سالمی دارد و شامل اجزایی چون مخزن با سقف طاق‌ضربی، سردر، راه‌پله، پاشیر و دو بادگیر می‌شود.

یادداشتآرشیو
بدرقه تا بیت بهشتی
یادداشت/ فهیمه شاکری‌مهر

آقا می‌آمد تا برای آخرین بار با مردم قم دیدار کند. آسمان هم دیگر بی‌قرار شده و طوفان به پا شده بود که بالاخره آقا آمد. سیل جمعیتی که موج می‌زد انگار آقا را در آغوش گرفته بودند. هر کس زیرلب با آقا حرفی می‌زد. یکی از دلتنگی‌اش می‌گفت و دیگری از طلب حلالیت اما همه یک حرف مشترک داشتند انتقام و خون‌خواهی.