شهر بیست/ سرویس فرهنگ و هنر _ جواد بخشی: «آمبروسیو کُنتارینی» دیپلمات ایتالیایی، به عنوان سفیر هیئت اعزامی جمهوری ونیز در زمان سلطان اوزونحسن آققویونلو به ایران سفر کرد. مأموریت او در این سفر ایجاد اتحاد با ایرانیان علیه عثمانیها بود که سه سال به درارزا کشید. مشاهدات او در سال ۱۴۸۷ میلادی در کتابی با عنوان «سفر به محضر اعلیحضرت اوزونحسن، پادشاه ایران» منتشر شد.
کُنتارینی در سفر خود، دو بار و در مجموع حدود چهار ماه در قم اقامت داشته است: نخست، در مسیر تبریز به اصفهان و هنگام جستوجوی پادشاه، از ۷ تا ۲۳ اکتبر ۱۴۷۴ میلادی (۲۴ مهر تا ۱۰ آبان ۸۵۳ خورشیدی)، و بار دوم، در بازگشت از اصفهان به تبریز، همراه با پادشاه، از ۱۴ دسامبر ۱۴۷۴ تا ۲۱ مارس ۱۴۷۵ میلادی (۲ دی ۸۵۳ تا ۱۰ فروردین ۸۵۴ خورشیدی).
از سفرنامه کُنتارینی تاکنون دو ترجمه فارسی منتشر شده است: یکی به قلم زندهیاد قدرتالله روشنی و دیگری به قلم زندهیاد منوچهر امیری. هر دو ترجمه بر پایه متن انگلیسی سفرنامه صورت گرفته و در سال ۱۳۴۹ خورشیدی به چاپ رسیدهاند. در این یادداشت، مطالب مرتبط با شهر قم با تکیه بر نسخه ونیزی و تطبیق با نسخههای ایتالیایی و انگلیسی، ترجمه و ارائه شده است.
«در روز پنجم اکتبر ۱۴۷۴ میلادی از ساوه حرکت کردیم و در روز ششم، هنگامی که در دشتی اقامت کرده بودیم، دچار تب شدیدی با عوارض گوناگون شدم. با زحمت بسیار در صبح روز هفتم، سوار بر اسب شدم و پیش از ظهر به شهری رسیدیم که آن را قم مینامند. در کاروانسرایی که بیشتر به مهمانخانهای کوچک شباهت داشت اقامت کردیم، اما تبم شدت گرفت.»
«روز بعد همه همراهانم جز کشیش استفانو بیمار شدند و او از همه ما مراقبت میکرد. قاضی عسکر کسی را نزد من فرستاد تا عذر بخواهد که نمیتواند بیش از این در آنجا بماند، زیرا باید هرچه زودتر به خدمت اعلیحضرت برسد. با این حال، یکی از خدمتکارانش را نزد من گذاشت و اطمینان داد که در این سرزمین کسی مزاحم من نخواهد شد. این بیماری من را تا روز بیستوسوم در همانجا نگاه داشت.»
«قم در دشت قرار دارد؛ شهری کوچک ولی زیبا که دیواری گلی پیرامونش را فرا گرفته است. در آن همه چیز به فراوانی یافت میشود و بازارهای خوبی برای پارچههای بافتهشده و محصولات محلی دارد. در همان روز بیستوسوم، چنان که گفته شد، حرکت کردیم، اما به سبب بیماری قبلی، با رنج بسیار سوار بر اسب شدم. در روز بیستوپنجم به شهری دیگر به نام کاشان رسیدیم که مانند قم دارای دیوار و بازار بود ولی زیباتر از قم به نظر میرسید.»
«در روز بیستوپنجم نوامبر، همانطور که اطلاع داده شده بود، پادشاه از شهر اصفهان همراه با درباریان و خانوادههایشان بیرون آمد تا برای زمستان به قم برود، من نیز با او همراه بودم. ما تقریباً از همان مسیرهایی گذشتیم که پیشتر رفته بودیم و در دشتها زیر چادرها اقامت میکردیم. در هر جایی که اردو میزدیم، بازارهایی برپا میشد، زیرا گروهی مأمور به دنبال کاروان حرکت میکردند و آذوقه و انواع کالاها را فرهم میآوردند.»
«در روز چهاردهم دسامبر، همراه با پادشاه وارد شهر قم شدیم. با زحمت فراوان توانستم خانهای کوچک برای اقامت خود و همراهانم پیدا کنم، اما دو روز نخست را ناچار شدیم با وجود سرمای شدید، زیر چادرها بگذرانیم تا آن خانه را در اختیارمان گذاشتند. در همین شهر، همراه با پادشاه تا روز بیستویکم مارس ۱۴۷۵ میلادی ماندیم و سپس با دربانیان و خانوادههایشان، به سوی تبریز رهسپار شدیم.»
کُنتارینی در سفرنامهاش نام قم را به صورت Como ثبت کرده و شرحی نسبتاً کوتاه اما ارزشمند از آن ارائه داده است. مشاهدات او جایگاه راهبردی قم را در مسیرهای ارتباطی ایران آشکار میسازد؛ شهری که به سبب موقعیت جغرافیایی خود، به عنوان اقامتگاه زمستانی پادشاه و سپاه آققویونلو مورد استفاده قرار میگرفته است. افزون بر این، اشاره او به بازارها و کاروانسراهای قم، نشاندهنده نقش اقتصادی شهر در تسهیل دادوستد و رفتوآمد کاروانها در آن روزگار است.
Sunday, 9 August , 2026