شهر بیست/ سرویس فرهنگ و هنر _ راضیه رضایی: «در لرستان، گِل بر تن میمالند؛ در اردبیل، آب در طشت میریزند؛ در یزد، تابوتی نمادین به نام نخل را صدها نفر بر دوش میکشند؛ در قشم، نخل خرما را سیاهپوش میکنند؛ در ایلام، با حلقهای از انسانها چَمَر میخوانند؛ و در زنجان، شمع را بیکلام روشن میکنند و اشک را در سکوت میریزند.» این آیینهای گوناگون، تصادفی نیستند. عزاداری برای اباعبداللهالحسین(ع) با جغرافیای فرهنگی ایران پیوند خورده و در هر منطقه، تفسیری تازه یافته، اما هسته اصلی آن مظلومیت، ایستادگی و عزت همواره پابرجاست.
این انعطاف، عاشورا را به آیینی زنده تبدیل کرده که نسل به نسل نه فقط با گفتار، بلکه با تکرار جسمانی و تجربه جمعی منتقل میشود. هرچند عاشورا ریشه در کربلا و وجدان شیعیان دارد اما در ایران به پدیدهای فراتر از مناسک دینی بدل شده است؛ آیینی فرهنگی، ملی و روانی که فراتر از مرزهای قومیت و زبان، همگان را با ضمیری مشترک سوگ، آزادگی و همدلی پیوند میزند.
کتاب «رویکردهای ایرانی به واقعه عاشورا» نوشته علی مهجور، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، پژوهشی عمیق درباره نحوه مواجهه ایرانیان با حماسه کربلاست و به هفت رویکرد اسطورهای، عرفانی، آیینی، عاطفی، هنجاری، الهیاتی و جامع ایرانیان به واقعه عاشورا میپردازد. نویسنده این اثر ثابت کرده که چگونه واقعه عاشورا نه تنها به عنوان یک رویداد تاریخی، بلکه به عنصر جداییناپذیر از هویت ملی و مذهبی ایرانیان درآمده است. در ادامه، گفتگوی خبرنگار «شهر۲۰» با نویسنده این اثر عاشورایی را میخوانید.

*چه انگیزهای باعث شد تا به موضوع «رویکردهای ایرانی به واقعۀ عاشورا» بپردازید؟
انگیزه اصلی بنده، بازخوانی هویت ایرانیان در ارتباط با واقعه عاشورا بود. از عصر مشروطه به این سو و حتی پیش از آن مسئله آگاهی در فرهنگ و اندیشه ایرانی پررنگ شده است. این پرسش که «منِ ایرانی از چه مؤلفههایی برای تعریف هویت خود بهره میبرم؟» در آثار نخبگان و اهالی فرهنگ بهصورت جدی مطرح شده است. در همان سالها، عاشورا نیز بهعنوان یکی از موضوعات مهم فرهنگی مورد بررسی نخبگان، روحانیان و عالمان آن دوره قرار گرفت. برای مثال، محدث نوری در حدود سال ۱۲۸۰ هجری شمسی کتابی نوشت با عنوان «لؤلؤ و مرجان: در شرط پله اول و دوم منبر روضهخوانان». این کتاب در بهار سال پیش از امضای فرمان مشروطه نوشته شد و در واقع، محدث نوری پرتویی بر چند و چونِ نگرش ما به واقعه عاشورا افکند.
توجه کنید که کار اصلی این کتاب، بررسی خود واقعه عاشورا نیست، بلکه تحلیل رویکردهای جامعه ایرانی به این واقعه است. هر پژوهشگری که چنین کاری انجام دهد، در واقع رابطه ایرانیان با عاشورا را واکاوی میکند.
علاوه بر عاشورا و امام حسین(ع)، موضوع دیگری که مدنظر من بود، مسئله هویت ایرانی است. انگیزه اصلی من این بود که نسبتِ منِ ایرانی با واقعه عاشورا را زیر ذرهبین ببرم، تاروپود فرش بافتهشدۀ فرهنگ را به دقت توضیح دهم و نقش عاشورا را در آن به مخاطبان کتابم نشان بدهم.
*هفت رویکردی که در کتاب به آنها اشاره کردهاید، چگونه انتخاب و دستهبندی شدند؟ آیا معیار خاصی برای این طبقهبندی وجود داشت؟
معیار خاص آن یک معیار علمی شناخته شده است. نه میتوان گفت این هفت رویکرد، تقسیمبندی دقیق و منطقیِ ازپیشمحاسبهشدهای است و نه میتوان ادعا کرد که کاملاً دلبخواهی بوده است. این هفت رویکرد بر اساس روشهایی است که دینپژوهانی که از طریق پدیدارشناسی به بررسی ادیان میپردازند، معمولاً به کار میبرند. البته من «رویکرد مادی» را که عمدتاً شامل نگرش ایرانیان از جنبههای هنری و مادی مثل ساخت بناها، نقاشیها و خوشنویسیهای مرتبط با عاشورا میشود در کتاب مورد واکاوی قرار ندادم و به جای آن، از «رویکرد جامع» نام بردم.
طبق تعریفی که ارائه کردم، رویکرد جامع، رویکردی است که ایرانیان کوشیدهاند از نگرش اهلبیت(ع) استنباط کنند؛ یعنی ببینند ائمه شیعه چگونه با واقعه عاشورا مواجه شدهاند و رویکرد آنان چه بوده است. این رویکرد را در کنار شش رویکرد دیگر یعنی رویکردهای «عرفانی»، «اسطورهای»، «عاطفی»، «هنجاری»، «آیینی» و «الهیاتی» قرار دادم. در واقع، اگر به تعریف پدیدارشناسانهای که در اوایل کتاب از دین ارائه دادهام توجه کنید، این شش رویکرد بهاضافه رویکرد مادی، جزء دستهبندیهای رایج در میان دینپژوهانی مانند «میرچا الیاده» (نویسنده و پژوهشگر رومانیایی) و دیگران است. من از همین چارچوب استفاده کردم تا رویکردهای ایرانی به عاشورا را تحلیل کنم.

*در کتاب به «رویکرد آیینی» اشاره کردهاید. آیا این رویکرد در طول تاریخ ایران تحولاتی داشته و اگر چنین بوده مهمترین عوامل این تحولات چه بودهاند؟
تمام رویکردهای مطرحشده در کتاب، در طول تاریخ دستخوش تحول شدهاند. رخدادهای اجتماعی، وضعیت سیاسی و حتی عوامل طبیعی مانند خشکسالیها یا مهاجرتها بر تغییر این رویکردها تأثیر گذاشتهاند. رویکرد آیینی نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای مثال، در اواخر دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم، برگزاری آیینهای عاشورایی با محدودیتهای دولتی مواجه شد، دلایل این اقدام را باید در کتابهای تاریخی جستوجو کرد. در آن دوران، مراسم سوگواری در خانهها ممنوع بود و حتی برگزاری آن در تکایا و مساجد نیز با محدودیتهایی همراه بود.
حتی در چهل سال اخیر نیز شاهد نوساناتی در این رویکرد بودهایم. مثلاً در دوران جنگ تحمیلی، مردم احساس میکردند باید اهمیت بیشتری به این آیینها بدهند. در دورههایی مانند عصر صفویه یا جنگ هشتساله، نوعی همذاتپنداری با امام حسین(ع) و اصحاب ایشان در مردم ایجاد میشد که به رونق آیینهای عاشورایی میانجامید.
یکی از نقاط عطف تحول در رویکرد آیینی، دوره آلبویه است که برای نخستین بار آیینهای سوگواری به شکل رسمی در خیابانها برگزار شد. مردم، مغازهها را تعطیل میکردند، لباس عزا میپوشیدند و در کوچه و خیابان حاضر میشدند. علاوه بر این، سبک زندگی ایرانیان نیز بر این آیینها تأثیر گذاشته است. مثلاً در گذشته، عزاداریهای ریتمدار مانند سینهزنی یا استفاده از طبل و سنج به اندازه امروز پررنگ نبود. هرچه به دورههای متأخرتر میرسیم، این جلوهها پررنگتر میشود. حتی امروزه شاهد تأثیر موسیقیهای مدرن مانند رپ بر ریتمهای سوگواری هستیم.
برخی آیینهای گذشته مانند قفلزنی یا زنجیرزنیهای خونین که در کتاب از آنها به عنوان «آیینهای خشن» یاد شده، امروزه کمرنگ شدهاند. حتی قمهزنی نیز با اماواگرهای جدی مواجه است، چرا که با سبک زندگی مدرن سازگاری ندارد. به طور کلی، مهمترین عوامل تحول در رویکرد آیینی را میتوان در سه حوزه خلاصه کرد؛ «سبک زندگی ایرانیان»، «تحولات منشی و اخلاقی جامعه» و «وضعیت سیاسی کشور».
*«رویکرد عاطفی» به عاشورا چگونه بر فرهنگ عمومی و هنرهای ایرانی (مانند تعزیه، نقاشی، شعر و …) تأثیر گذاشته است؟
وقتی از رویکرد عاطفی صحبت میکنیم، درباره امری درونی و فردی سخن میگوییم. این رویکرد را میتوان جهانشمولترین نگرش ایرانیان به عاشورا دانست، چرا که عواطف انسانی مانند حس مادری، پدری، برادری یا خواهری در همه انسانها مشترک است. هر فردی، از هر گوشه جهان، اگر روایتی انسانی از عاشورا بشنود، میتواند با این رویکرد ارتباط برقرار کند.
تأثیر این نگرش بر هنرهای ایرانی را میتوان در آثار هنرمندان بزرگی مانند استاد فرشچیان (نقاش تابلوی عصر عاشورا) یا موسیقیدانانی مانند لوریس چکناواریان (آهنگساز سمفونی عاشورا) و جواد معروفی (خالق آلبوم عاشورا) مشاهده کرد. حتی در سینما، بازیگر نقش اصلی فیلم «روز واقعه» جناب «علیرضا شجاع نوری» در مصاحبههایش اشاره کرده که چگونه با امام حسین(ع) ارتباط عاطفی برقرار کرده بود. بدون این ارتباط، خلق اثری تأثیرگذار بسیار دشوار است، چرا که هنرمند درون خود را بر اثرش فرامیافکند.
در فرهنگ عمومی نیز رویکرد عاطفی اگر با ژرفاندیشی همراه باشد میتواند به تقویت سویههای اخلاقی مانند رواداری و دلسوزی بینجامد. انسانی که با امام حسین(ع)، حضرت زینب(س) یا حضرت عباس(ع) همذاتپنداری میکند، به تدریج خلقیات و رفتارش را به سوی خردمندی و حلم سوق میدهد.

*آیا «رویکرد هنجاری» به عاشورا در دوران معاصر دچار تغییر شده است؟ مثلاً آیا امروز نسل جوان همانند نسلهای گذشته این واقعه را از منظر بایدها و نبایدهای اخلاقیفقهی میبیند؟
نسل جوان امروز را نمیتوان یکدست ارزیابی کرد، اما به طور کلی، اکثر جوانانی که در دانشگاهها یا فضای عمومی با آنها مواجه میشویم، کمتر از منظر اخلاقیفقهی به عاشورا مینگرند. در گذشته نیز این نگرش در میان جوانان چندان پررنگ نبود. معمولاً جوانان از طریق رویکرد آیینی با عاشورا ارتباط برقرار میکنند و با افزایش سن و تشکیل خانواده، نگاه هنجاری در آنها تقویت میشود. البته نخبگان جوانی که در حوزه دین مطالعه میکنند، استثنا هستند.
در مورد تحول رویکرد هنجاری، در آغاز انقلاب اسلامی، این نگرش عمدتاً بر جنبههای مبارزاتی و سیاسی عاشورا تأکید داشت و امام حسین(ع) به عنوان الگوی قیام علیه ستم معرفی میشد. اما امروزه، علما و پژوهشگران بیشتر بر ابعاد اخلاقی این واقعه تمرکز کردهاند؛ تعاملات اجتماعی امام، رفتار ایشان با خانواده، و حتی زندگی عادی امام از کودکی تا میانسالی که پیش از عاشورا بوده است.
متأسفانه برخی جوانان تحت تأثیر تحولات اجتماعی نسبت به مسائل دینی بیتفاوت شدهاند و گاه حتی امام حسین(ع) را اسطورهای عربی میدانند. این واکنشها را باید محصول شرایط سیاسی و اجتماعی دانست که در کتاب به آنها تا حدودی پرداختهام.
*کدام یک از این هفت رویکرد را در جامعۀ ایرانی پررنگتر میبینید؟
بیتردید، رویکرد آیینی پررنگترین نگرش ایرانیان به عاشوراست. موسم محرم هر ساله به عنوان رویدادی فراگیر برگزار میشود و نهادهای حول آن برخی با پیشینه پیش از اسلام در جامعه ریشه دواندهاند. این آیینها نهتنها بیانگر ایمان فردی، بلکه تنظیمکننده روابط اجتماعی، فعالیتهای خیریه و همبستگی جمعی هستند.
*به نظر شما، واقعۀ عاشورا چگونه هویت ملی و مذهبی ایرانیان را شکل داده است؟
عاشورا در زندگی روزمره ما حضوری زنده دارد؛ از آموزش سلام بر حسین(ع) به کودکان هنگام نوشیدن آب، تا تسلیتگفتن به مصیبتدیدگان با عباراتی مانند «دلت را کنار دل امام حسین بگذار». این واقعه به اسطورهای تبدیل شده که در تمام وجوه زندگی ایرانیان نفوذ کرده است. حتی افراد کم التزام به دین، در ایام محرم حرمت آن را نگه میدارند و امام حسین(ع) را به عنوان مولا و سرور خودشان معرفی می کنند. این نشانهای از نگاه عرفانی عامه به امام حسین(ع) است.
*تا چه اندازه در برپایی آیینهای عاشورایی در شهرهای مختلف شاهد تنوع و تفاوت هستیم؟
آیینهای عاشورا در مناطق مختلف ایران متنوع است. مثلاً در برخی مناطق، روز هفتم محرم به حضرت عباس(ع) اختصاص دارد، در حالی که در جای دیگر، روز نهم محرم این نقش را ایفا میکند. همچنین، شخصیتهای محوری در عزاداریها متفاوت است؛ در برخی شهرها، حضرت عباس(ع) محوریت دارد و در برخی دیگر، حضرت زینب(س) یا علیاصغر(ع) که افراد به آن توسل می کنند.

*به نظر شما، چه حوزههای پژوهشی دیگری دربارۀ عاشورا در فرهنگ ایرانی نیاز به بررسی دارد؟
رویکرد هنری به عاشورا شامل معماری، موسیقی، نقاشی و نمایش، نیازمند پژوهش مستقل است. همچنین، هر یک از هفت رویکرد کتاب را میتوان به چند جلد پژوهش گسترش داد، مثلاً رویکرد اسطورهای ایرانیان به عاشورا یا نگرش عرفانی به این واقعه که میتوان به صورت مجزا در چند جلد به آن پرداخت.
*اگر امروز بخواهید این کتاب را گردآوری و تدوین کنید، آیا چیزی به آن اضافه یا از آن کم میکردید؟
چیزی از کتاب کم نمیکردم، اما با فرصت بیشتر، پژوهشهای بینالمللی درباره عاشورا به ویژه آثار منتشرشده در اروپا و آمریکا را بررسی میکردم تا به غنای اثر بیفزایم.
Thursday, 13 August , 2026